وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

حوادث بعد از انتخابات اخير علي رغم تمام تلخي ها، نكات خوبي هم داشت. عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.

در مناظرات قبل از انتخابات شخصي خود را سيد معرفي كرد كه نه خود و نه پدرش در مشخصات سجلي اثري از سيادت ندارند و در طول 30 سال انقلاب نيز همين طور. قبل از آن هم كه ما خبر نداريم و الله اعلم!

شخصي مدعي قانون مداري شده بود كه اكنون مروج و آمر راهپيمايي ها ( و اگر نگوييم اغتششات!) بدون مجوز و غير قانوني است. چنين شخصي سالها پيش كه خود در تاريكه قدرت بود در پاسخ به اعتراضات رقيبان در خصوص تقلب دولت در انتخابات چنين گفت : «چطور مي‌شود در انتخاباتي كه همه مردم و شوراي نگهبان و همچنين روحانيت عزيزمان
ناظر هستند بشود دولت اثر بگذارد» اما امروز علي رغم اينكه در حدود 95 درصد صندوقهاي اخذ راي نماينده داشته، ادعاي واهي تقلب در انتخابات را مطرح مي كند!

آقاياني كه با شعار اصلاحات و مبارزه با قانون گريزي به پست رسيدند امروز نامه اعتراض به عملكرد قانوني نيروي انتظامي در دفاع از امنيت كشور به رئيس قوه قضاييه مي نويسند.

فرزند فلان آقا كه تا خرخره در زر و زور ( اگر نگوييم اينها + فساد و تزوير!) غرق شده مردم را با بي شرمي به ادامه تحصن و اعتراضات بدون مجوز دعوت مي كند. برادر ايشان هم كه ايستگاه متروي منتهي به مصلي را براي جلوگيري از حضور مردم به نفع يك كانديداي مشخص، مي بندد و اينها همه از نوع قانون مداري!!! هستند كه طرف مقابل را به نداشتن آن متهم مي كنند.

آقاي … كه رياست … را بر عهده دارد به جاي دفاع يكجانبه از فرزندان خود كه تقريبا همه ملت به فساد اقتصادي آنان معتقدند، بهتر نيست قانون را محور قرار داده و درخواست بررسي قانوني اموال و دارايي ايشان توسط قوه قضاييه را ملاك سلامت ايشان قرار دهد! نه ادعاي صرف خود و اطرافيان را !؟

اكنون براي ملت ايران مسجل شده است كه بعضي ها قانون را فقط به اندازه اي قبول دارند كه به منافعشان ضربه نزند و لاغير!

بعيد مي دانم ملت بزرگوار ايران دست به دامان حضرات پيش برنده اغتشاشات براي جلوگيري از ادامه آن شوند. اما اين قطره از سيل خروشان ملت، از مقامات قضايي كشور انتظار برخورد قاطعانه با قانون شكنان و قانون گريزاني را دارم كه اين روزها به مال و ناموس و امنيت مردم دست درازي مي كنند و اگر چنين نشود طبيعتاً خود ملت وارد عمل شده و اين جرثومه هاي فساد را ريشه كن خواهند نمود كه اميدوارم چنين نشود!

هر چه باشد بر همگان مبرهن است كه اين ايادي مزدور ديگر بار بريده خواهند شد. و امنيت در آينده اي بسيار نزديك دوباره بر روي ملت لبخند خواهد زد و چهره هاي نفاق داخلي براي بار ديگر آشكار خواهد شد.

به اميد سربلندي نام ايران و ايرانيان ايراندوست دشمن ستيز!

مقصر کیست؟

براي چندمين بار خبر ناگوار فوت تعدادي از هموطنان عزيز زائر كربلا، ما را متأثر نمود. اين مصيبت را به خانواده عزيزان از دست رفته تسليت عرض نموده و از خداوند بزرگ براي خانواه ها طلب صبر و براي رفتگان طلب آمرزش داريم.

تاكنون حداقل 3 دستگاه اتوبوس در ورودي يا خروجي شهر چوار دچار سانحه شده و تقريباً تمام سرنشينان آنها فوت نموده اند، اما آيا تاكنون علت اصلي اين حوادث بيان شده است؟ آيا مقصر اصلي به مردم معرفي شده است؟

قطعاً جواب منفي است. چون رسم بر اين است كه راننده متوفي را مقصر معرفي نموده، بيمه را مجبور به پرداخت ديه و به همين سادگي مسأله را مختومه اعلام مي كنند.

از آنجا كه وجدان بشري تنها محكمه اي است كه نياز به قاضي ندارد، خود را بر آن ديدم كه در قبال اطلاعاتي كه دارم اداي دين نموده و وظيفه اطلاع رساني را انجام دهم.

به نظر حقير مقصر رديف اول آقاي فريدون همتي نماينده سابق حوزه شمالي استان در مجلس شوراي اسلامي و در رديف دوم آقاي داريوش قنبري نماينده قبلي و فعلي حوزه شمالي استان در مجلس هستند.

با وجود تأكيد وزير راه بر اتمام پروژه تونل ايلام – كرمانشاه موسوم به حميل و علي رغم پيشرفت 70 درصدي اين طرح، حضرات نماينده، با اعلام دلايلي مانند نداشتن توجيه اقتصادي و … ( كه در سفر اخير معاون اول رئيس جمهور با اعتراض ايشان مواجه شدند كه در صورتي كه اين طرح توجيه نداشت چرا اكنون و پس از رشد 70 درصدي، بيان مي كنيد؟) مانع از پيشرفت و اتمام اين طرح بزرگ شدند كه دو استان ايلام و كرمانشاه را حدود 90 كيلومتر به هم نزديك تر مي كند. و در عوض بر اجراي طرح دوم كه تونل بين ايلام و ايوان است تأكيد و بودجه هاي راه استان را به اين امر گسيل داشتند.

اين اولين دليل بر مقصر بودن ايشان است. و اما دليل دوم :

بنابر عقيده متخصصين و صاحبان نظر، جاده ايلام به چوار كه اكنون به يك مسير ترانزيتي تبديل شده مي بايست از جاده كمربندي و خارج از شهر چوار عبور كند، اما به دليل اصرار نماينده استان (آقاي همتي كه اهل يكي از روستاهاي همين شهر مي باشد) اجازه ساخت كمربندي داده نشد و مسير جاده از داخل شهر چوار ادامه مي يابد.

ورودي اين شهر همراه با يك پيچ و شيب تند و منتهي به يك پل باريك است كه باعث سرنگوني دو دستگاه اتوبوس حامل زائرين و وسايل نقيله ديگر نيز شده است. پس از اتفاقات فوق، سعي در توسيع اين پل و تعريض خيابان داخل شهر شد، طرحي كه با گذشت بيش از يك سال هنوز به نيمه هم نرسيده است. اين در حالي است كه با ادامه مسير از كنار شهرك صنعتي و امتداد آن در يك مسير مستقيم مي توان از سمت راست شهر (بدون ورود به شهر) به سمت پليس راه خروجي شهر رسيد.

- هزينه اين مقدار جاده سازي اگر كمتر از كار ناتمام فعلي نباشد بعيد به نظر مي رسد كه بيشتر از آن باشد.

- نياز به استفاده از پيچ و شيب تند براي ادامه مسير نيست.

- جاده به روال استاندارد و خارج از شهر و بدون پيچ و شيب زياد امتداد مي يابد.

- چنانچه وسيله اي دچار نقص فني شود، حداقل جان و مال ساكنان اين شهر در امان خواهد بود (برخلاف آنچه تاكنون اتفاق افتاده و باعث خسارات به مردم شده است)

- و دلايل زياد ديگر كه براحتي قابل درك است.

و اما دليل سوم كه شايد فعلاً زياد ملموس نباشد ولي در آينده نزديك بسيار روشن خواهد بود:

تونل جديدي كه در حال احداث است مابين شهر چوار و شهر ايوان ساخته مي شود. خروجي اين تونل به سمت چوار در يك ارتفاع قرار دارد كه بايد با چند پيچ ملايم به سمت پايين هدايت شود و طبيعتاً بايد اين پيچ ها در جهت نزديك شدن به شهر و كوتاه نمودن مسير باشد در حالي كه بنابر مصلحت!!! اين پيچ ها با سمت عقب و دور شدن از شهر امتداد مي يابد تا الزاماً به روستاي گلزار ( گله جار) كه زادگاه آقاي همتي مي باشد برسد و دوباره دور خورده و به مسير عادي برگردد. اين تلاش براي دور كردن مسير و ايجاد پيچ هاي بيشتر فقط و فقط در راستاي از بن بست خارج نمودن روستاي مذكور بوده و هيچ گونه توجيه علمي و فني ندارد. و اين پيچ هاي بي جهت فراهم كننده تصادفات بعدي خواهد بود كه اميدواريم هيچ گاه شاهد بروز آنها نباشيم!!!.

چرا تونل حميل كه همانطور كه قبلاً هم ذكر شد علاوه بر كوتاه نموده مسير بين دو استان به طول حدود 90 كيلومتر، برخورداري از عرض بيشتر و عدم عبور از داخل هيچ شهري، به عنوان طرحي با عدم توجيه اقتصادي از دريافت بودجه و اعتبارات محروم مي ماند اما تلاش مي شود با هر ترفند و توجيهي در تعريض و توسعه مسير فعلي كه همراه با معايب بسياري است، اقدام شود آن هم نه به صورت ضربتي كه لازمه حل معضل جاده اي استان است بلكه به صورت بسيار كند و لاك پشتي؟

آيا كسي از مسئولين تاكنون شجاعت بيان واقعيتهاي تلخ عدم اجراي طرحهاي تصويب شده دولت نهم را داشته است؟

آيا وقتي آقاي علي محمد آزاد استاندار قبلي استان در رسانه ها اعلام نمود كه 97 درصد از طرحهاي رياست جمهوري در استان اجرايي شده است، كسي اعتراض كرد؟ (البته استثنائاً همين آقاي قنبري تنها صاحب منصبي بود كه در برابر اين دروغ بزرگ ايستاد و با صراحت آن را انكار و اعلام داشت فقط 3 درصد اين طرح ها اجرا شده نه 97 درصد! )

جايزه اين دروغ بزرگ براي استاندار هم انتقال از استاني كوچك به استاني بزرگتر با مشكلات امنيتي عديده بود. چيزي كه براي يك بازنشسته ناتوان ( از لحاط كار عملي و اجرايي) بيشتر به يك افسانه شبيه است تا واقعيت! اما متأسفانه چنين شد كه ديديم.

ب
ه هر حال اميدوارم مشكلات فوق هر چه سريع تر مرتفع گردد تا ديگر شاهد اين حوادث تلخ در استان نباشيم.

شهادت قسمت ما می شد ای کاش …

بسم
رب الشهداء و الصديقين

يكي
بود يكي نبود، زير گنبد كبود، يه آقايي شكسته بود. ميگن كه شيميايي بود. روزاي
جنگو ديده بود، سختي هاشو كشيده بود، مرديشو ثابت كرده بود. خدا رو هم حس كرده
بود. تركش به جان خريده بود، هر نفسش با سرفه بود، يه عمره كه جون داده بود، گاهي
رخش سياه مي‌شد، دور و برش عزا مي‌شد، ولي دوباره پا مي شد، حرفاش همه دعا مي‌شد،
پر لبش خدا مي‌شد، شايد كسي شنيده بود، ولي كي اينو ديده بود؟، بابا خدا رو ديده
بود، به دلبرش رسيده بود، رفتن او بهانه بود، قصه عاشقانه بود، از شهدا جا مونده
بود، شعر سفر رو خونده بود، از اين زمين بريده بود، چونكه خدا رو ديده بود، يادش
بخير رزمنده بود، لباش گلاي خنده بود، رفت و نگاش جا مونده بود، اوني كه تنها
مونده بود.

 

ياد
امام و شهدا، دلو مي بره كرب و بلا

 

آره
يادش به خير. پيامك نوروزيش كه برا دوستم فرستاده بود با سلام به شهدا شروع شده
بود، برا رهبر دعا كرده بود و سلامتي ما رو توي بهار طبيعت از خدا خواسته بود.

يه
عمر به سختي نفس كشيد. آخه شيميايي بود چه روزايي كه با سرفه هاش خون بالا آورده
بود و رنگش كبود كبود شده بود مثل پهناي كبود آسمون. همه دوستش داشتن. مردمي بود و
ساده و بي تكلف. مرد خدا بود و بازمانده شهدا. چقدر مظلومانه شهيد شد. مشكل تنفسي
پيدا كرده بود، رسونده بودنش بيمارستان، ولي كاري از دست دكترا بر نيومده بود.
آرام و بي صدا پركشيد.

 

خدا
صدام رو لعنت كنه با همه ارباباي نامردش از آمريكاي پليد جهانخوار گرفته تا آلمان
ضدبشر، انگليس كثيف، شوروي خائن و همه اونايي كه ناجوانمردانه در مقابل جوانمردي
مردان مرد ايران زمين شرمنده تاريخ شدن.

 

تلخي
اين شهادت اونجايي بيشتر ميشه كه مسئولين امر كه هميشه با شيرين كاريهاشون دل مردم
رو خون كردن، اجازه ندادن پيكر پاك اين شهيد توي قطعه شهداي بهشت رضا(ع) دفن بشه.
حتي اجازه ندادن از كلمه شهيد در اعلاميه هاي ترحيم اين عزيز استفاده بشه. اينا
همه مظلوميت شهداست و ما تنها نظاره‌گر مانده‌ايم.

اي
كاش حالا كه بعضي مسئولين ما به شهداي ما رحم نمي كنند، لااقل ما فراموششان نكنيم.

 

اين
مصيبت تلخ رو خدمت دوست عزيزم آقا مصطفي نورالهي‌، پسر ارشد اين شهيد والامقام
تسليت و توفيق و نيل به آرزوي ديرينه پدر ايشون رو خدمتشون تبريك ميگم.

خواستين
به شهدا عرض ارادت كنين مي تونين به وبلاگ آقا مصطفي مراجعه كنيد :

http://www.phisic2006.mihanblog.com/ 

نوستر داموس و آینده جهان

باز هم سلامي و كلامي ديگر …

اخيراً ترجمه و تفسيري از كتاب پيشگويي هاي نوستر داموس (آداموس) دستم رسيد از يه دكتر.

قبلاً
چيزاي جسته و گريخته شنيده بودم ولي با خوندن اين كتاب (البته هنوز همشو
نخوندم) به شگفتي هاي حرفاي اين دكتر (نوستر داموس) بيشتر پي بردم.

ايشان
كتابشونو براي پسرشون در قالب دو بيتي هاي جدا از هم سروده كه هر دوبيتي
اشاره به يه رويداد در آينده خواهد بود. كتاب مربوط به سالهاي حدود 1500
ميلادي يعني چيزي حدود 5 قرن پيشه.

ظاهرا
همه حرفاش تا حالا درست از آب درومده. پيروزي انقلاب اسلامي ايران،
فروپاشي شوروي، جنگ صدام با همسايه هاش و سپس سرنگوني صدام و جالب تر از
همه فروپاشي آمريكا بعد از دوستي مجدد با روسيه است .

{جالب اينجاست كه چند شب پيش تو اخبار شنيدم كه وزراي امورخارجه روسيه و آمريكا با هم ديدار داشتن و از در دوستي و آشتي با هم سخن گفتن}

به
هر حال بنا بر اصل كلي انهدام تمام حكومت هاي ظالم، الان نوبت آمريكاست كه
بعد از مواجه شدن غرب با بحران اقتصادي، به زودي شاهد نابودي اين امپراطور
يكه تاز جهان باشيم.

در بخش بعدي كتاب
دكتر داموس خبر از جنگ مسلمانان و مسيحيان و نهايت شكست مسيحيان و اقتدار
مجدد مسلمانان داده است. شايد اين رويداد همان ظهور منجي بزرگ عالم باشد و
خدا مي داند …

توصيه مي كنم اين كتاب رو بخونيد.

با يه جستجوي ساده كلماتي مانند نوسترا داموس يا نوستر آداموس يا نوستر داموس به مطالب مفيدي خواهيد رسيد.

اينم توضيحاتي در مورد دكتر نوستر داموس :

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3

ناجوانمردانه

به نام محبوب دلها

مطلب قبلي كه موجب اعتراض خيلي از حضرات شد و سيل انتقادات «پيام خصوصي» و پيام عمومي و پيام آفلاين و … به همراه داشت يه جورايي برام جالب بود. آقايان داعيه دار جامعه مدني و آزادي بيان از اينكه عين عبارات امرا و صاحب انديشه هاشون توي وبلاگي درج ميشه  اين همه بر آشفته ميشن و منو متهم به … مي كنن و دست آخر كه مي بينن حرفاشون منطقي نبود تازه يادشون مي افته و «عنوان» متن (كامنت) را ناجوانمردانه مي خونن.

از اين همه لطف كه بگذريم بعضيا از ما خواستن تاریک خانه اشباح و عالی جناب سرخپوش و عالی جنابان خاکستری پوش رو بخونم. كتاباي عهد دگرديسي بعضي ضدانقلابيون در لباس اصلاح طلب …

بعضي آقايون اصلاح طلبي رو تحسين كردن. خدا هم تحسين كرده اما اصلاح به معناي از بين بردن كژي ها و ناراستي و نادرستي ها ! نه به معناي زير سوال بردن ارزشهاي انقلاب و دفاع مقدس!

خيلي از اصولگراياني كه دم از اصول گرايي مي زنن هم دچار همين آفت هستن و اصول و آرمانهاي مقدس انقلاب اسلامي رو در آرمانهاي حزبي و جناحي خودشون خلاصه كردن.

من نه چپ گرا هستم و نه راست گرا و نه اين اصولگرايي رو قبول دارم. درسته كه شخصيت برجسته اي نيستم كه براي جامعه مهم باشه كه من طرفدار كدام حزب و جناح هستم، اما براي خودم مهم اينه كه ارزشهام رو حفظ كنم. ارزشهايي كه به خاطر اونا اين همه شهيد تقديم خاك پاك ميهن شد. چه در زمان آن نوكر اجانب و چه در زمان حكومت فعلي.

برام مهم نيست كه منو به … و … متهم كنن. مهم اينه كه بتونم فرق جبهه حق و باطل رو تشخيص بدم و اميدوارم در اين راه كوتاهي نكنم.

ازم خواستن جواب كامنتها رو بدم. فكر مي كنم جوابم كافي بود ولي اگه كافي نيست بفرماييد تا با هم مباحثه كنيم :

MyCityisILAM@Yahoo.com

نگاهی به آنچه بر جامعه اسلامی در دوران اصلاحات گذشت

 محمد خاتمی ، همبستگی، 16/8/79:

اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعاً
مضر است
… مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند، مشکل اینست که زنان
بتوانند در عرصه­های مختلف حضور داشته باشند.

● محمد خاتمی، سیاست ش ۱۱۴:
 
اگر مطبوعات (توقیف شده) منتشر شوند معلوم می شود ما چقدر
محبوبیت داریم!!!
 
 
● عطاءالله مهاجرانی  ، آریا، 16/1/79:

نظریه
غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است!!

 

● عباس عبدی، سیاست، 2/7/79:

انقلاب اسلامی درختی است که در سال 68 با انتخاب حضرت آیت
ا… خامنه ای شکاف برداشت!

● عباس عبدی، سیاست ،2/7/79:

اهرم قدرت در دست رهبری است و (او) تنها کسی است که به
صورت غیر شرعی و غیر قانونی از آن استفاده می کند.

● ابراهیم اصغر زاده نماینده شورای شهر در دوران اصلاحات ،
آفتاب امروز، 2/6/78:

اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه بر اساس قانون داده
شود اشکال ندارد، حتی علیه خدا…

 
● یوسفی اشکوری، روزنامه کیهان ، 24/7/79:

من طرفدار جدایی دین از دولت و خواهان ریشه کن کردن نظام
ولایت فقیه هستم.

 
● علیرضا علوی تبار نویسنده اصلاح طلب و فعال در نشریات در
دوران اصلاحات ، یالثارات، 4/3/79

جامعه ایران فاز سنتی خود را پشت سر
گذاشته و می­خواهد مدرن و صنعتی شود. اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است.
بنابراین ما چگونه می­توانیم به این وضعیت چیره شویم

 
● رجبعلی مزروعی نماینده اصلاح طلب مجلس ششم در دوران اصلاحات ،
حریم،  شماره 11:

ما دیگر بسیج و بسیجی نمی خواهیم…

 
● اکبر گنجی در مصاحبه روزنامه تاگس اشپیگل آلمان، کیهان
24/1/79:

دین یک قسمت از فرهنگ است، حرکت اصلاح طلبان عاقبت به جدایی
دین از سیاست خواهد انجامید
. در یک جامعه مدرن جدایی دین از سیاست یک امر بدیهی
است.

 
● اکبر گنجی ، روزنامه یا لثارات ، ۳۱/۹/ ۱۳۷۹:
 
خمینی دیگر وجود ندارد. آنچه وجود دارد برداشتهای ما از سخنان
اوست. اما او به هر حال روزی به موزه خواهد رفت…

● اکبر گنجی، خرداد ، 10/11/77:

نظارت استصوابی در قانون نیست!!!  پس در انتخابات هم
نباید باشد…

 

● هادی خانیکی، یا لثارات، ش 93:

ما باید برای به دست گرفتن حکومت به صورت تدریجی اصلاحات
را به پیش ببریم و نیروهای مقابل را از صحنه خارج کنیم… ما باید با تدبیر حزب
اللهی ها را از صحنه خارج کنیم.

 
 
● سخنرانی هاشم آغاجری فعال سیاسی در دوران  ادعای اصلاحات ،
ساختمان مرکزی دفتر تحکیم، 25/1/81 :

رابطه انسان و دین و یا به عبارت بهتر
انسان و خدا یکی از رابطه‌های تعارض آمیزی بوده است که در تاریخ بشر خود را به
شکل‌های مختلف نشان داده است. در اکثر دوره‌های تاریخ بشر آنگاه که خدا اثبات
می‌شده است انسان نفی می گر‌دیده است…!

 
● هاشم آغا جری ، هفته نامه یا لثارات ، ش ۸۹:
 
در حکومتهای دینی به نام دین خرد و عقل را ذبح می کنند و به نام
روحانیت آزادی مردم را پایمال می کنند !!
 

● بهزاد نبوی، پرتو سخن، ش 55:

عمل شورای نگهبان، اخلال در کار قانون گذاری است!!!

 

● محسن کدیور در سال 79 طی سلسله مباحثی تحت عنوان
«پژوهش‌های قرآنی» ایراد کرد:

 یک زمانی مردم می‌گفتند چون عیسی (ع) این سخن
را گفته پس درست است اما امروز عیسی که سهل است خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف
با عقل مردم منطبق نباشد نخواهد پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ کاره است. همه کاره
مردمند.

 
● محسن کدیور ، روزنامه ابرار ۱۷/۶/۷۹:
 
اگر خواهان دموکراسی هستیم ولایت فقیه باید بر چیده شود.
 
● عبدالکریم سروش نویسنده و سخنران اصلاحات، روزنامه صبح امروز،
16/6/78

در تعارض تکالیف دینی و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است؛ متأسفانه
فقهای ما اطلاعات برون دینی ندارند و متوجه این نکات نیستند!!!

 
● عبدالکریم سروش نویسنده و سخنران اصلاحات،  روزنامه نشاط،
12/3/78

فرهنگ شهادت خشونت آفرین است، اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان
می­شود!

 
● عبدالکریم سروش ، سیاست ، ش ۹۹:
 
اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم جامعه نشناسند و درد مردم را
نمی فهمند!!!
 
● عبدالکریم سروش، زنان ، شماره 59:

حجاب جنبه اسطوره ای دارد نه این که برای حفظ عفت
باشد!!

 

● ابراهیم یزدی عضو جبهه ملی و از فعالین سیاسی در برخی
روزنامه های اصلاحات،  هفته نامه پیام هاجر مدیر مسوول اعظم طالقانی نماینده مجلس
ششم، فروردین 77

جامعه ولایی انحصارگر و مستبد است و ارزشی برای توده­ها
قائل نیست.

● ابراهیم یزدی ،سیاست، شماره 102:

به رغم قبول قانون اساسی ، اصل ولایت فقیه را قبول
ندارم.

 

● محمد کاظم محمدی اصفهانی، روزنامه ایران،
24/4/79:

مردم حق دارند همه مسؤولین را به سؤال کشیده و از آنها انتقاد کنند
حتی اگر آن مسؤول، پیامبر و امام معصوم باشد، بلکه به خود خدا هم می­توان اعتراض
کرد و او را فتنه گر نامید!!

 
● اکرم مصوّری منش، یا لثارات، شماره 75:

حجاب را به رفراندوم بگذارید!

 
 
● عزت ا… فولاد وند، کیان، بهمن 77:

روابط بیرون از چارچوب زناشویی یا همخوابگی همجنس
بازان
با یکدیگر ممکن است بر خلاف گذشته دیگر باعث اعتراض لفظی یا واکنش خصمانه
نشود!! بدون شک چاره بسیاری از تعارضات و بی مدارایی ها را باید در این جهت یعنی
افزایش بی اعتنایی ها جستجو کرد! 

منبع: به
سوی روشنایی

**********************************************************************
تمام متن بالا بدون هرگونه تغيير از وبلاگ ايران حامي نقل شده است.
آدرس : http://kashanhami.blogfa.com/post-228.aspx

انقلاب اسلامی مردم ایران

بعدسی سال حامیان انقلاب اسلامی به نسبت كمترشده اند!از این نكته نه تعجب می كنم ونه می توانم آن را انكار كنم اما چیزی كه واضح و مبرهن است بعدسی سال هنوزاكثریت قاطع دست حامیان انقلاب اسلامیست.اما اینكه چرا حامیان انقلاب كمترشده؟شاید چند دلیل عمده داردازجمله:

>سواستفاده ی یك عده جهت سودجویی وتامین منافع خود

>تندروی های مقطعی دربرخی عرصه ها و توسط عده ای كه بعدهاخودشان از افراط به تفریط كشیده می شدند.

>جنگ تحمیلی 8 ساله كه طولانی ترین جنگ قرن حاضربود،جنگی كه از18كشور اسیر گرفتیم،جنگی كه درآن برای اولین بار هردوقطب جهانی مخالف هم  برای دشمنی باما دست برادری دادند!جنگی كه بما تحمیل شد تا این حركت عظیم را هرطور شده زمین بزند!

>تحریم سی ساله در حیطه های نظامی،اقتصادی،سیاسی،علمی و حتی فرهنگی!

>جنگ روانی مداوم سی ساله،تلاش برای تخریب ادهان داخلی از جمله ایجاد یاس،بدبینی،تشنج و التهاب و مشغول ساختن اذهان به این امور وباز ماندن از فعالیتهای اصلی

>تبلیغات مسموم سیاسی-رسانه ای در خارج  در دو حوزه كشورهای اسلامی و غربی(در محیط اسلامی با ایجاد تفرقه شیعه و سنی برای ممانعت از الگو گیری سایر ملل مسلمان و در محیط غربی با ایجاد جو اسلام وایران هراسی و…برای عدم  جذب افكار مردمی به سمت روح الهی انقلاب ایران)

اما مهمترین كاری كه هنوزانجام نشده ومطالبه اصلی نسل كنونی انقلاب است ؛ ایجاد شبكه های گسترده، منسجم و دارای عمق فكری و تحلیلی جهت ایجاد جهش های عمده در حوزه های علوم انسانی ،علوم رسانه ای،علم اقتصاد(تجدید نظام اقتصاد اسلامی)،دیپلماسی خارجی(شامل دیپلماسی سیاسی-اقتصادی-فرهنگی خلاقانه و اسلامی) و نظام قضایی كارآمد-پاسخگو ،جامع و حق محور.

آن چیزی كه باعث نفوذ دشمن از سوراخها می شود نبود_ همین شبكه است،و دلیل عمده ی آن جزیره ای و گاه مقطعی عملكردنها در حوزه های مختلف است.

اما دست مریزاد!بعد سی سال باز خوب پیشرفت كرده ایم!عالی نبودیم اما در زمانه ای كه جهان توی آخور اقتصاد و سیاست و فرهنگ مادی نشخوار می كند ماسی سال چشمه های جوشان شراب طهور را در كشورمان پدید آوردیم!شاید معدلمان 19-20 نباشد اما در روزهای پریشان و میگرنی این دوران كه دول از دید وجدان و ایمان وحقمداری صفرهم به سرشان زیاد است ،بنظرمن جمهوری اسلامی ما چهارده را راحت می گیرد!

جمهوری اسلامی ما جاوید است

دشمن زحیات خویشتن نومید است

روزی كه جهان از ستمگرخالیست

ماراو همه ستمكشان را عید است